♥ من یه دخمل شیطونم♥
ای تـــــــــــــــو بهـــــــــــــانه واســــــــه موندن ای نهـــــایت رسیدن ای تــــــــــــو خودت لحظه ی بودن تو طلــــــــــوع صبــــح خورشیـــــد و دمیــــدن ای همـــــــــــه خوبی همــــــه پاکـــــــی تو کلام اخر من ای تو پــــــــــر از وسوســــــــه ی عشــــــــــق تـــــــــو شدی تمامیـــــــــــــه زندگیــــــه مــــــــــــــــن باز هم با نام تو افسا نه اى گلریز شد باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگیر میشوم دیروز به دیدنم آمده بودی با یک دسته گل سرخ
نگاهی مهربان ، همان نگاهی که سالها آرزویش را داشتم و تو از من دریغ میکردی گریه کردی و گفتی دلم برایت تنگ شده و من فقط نگاه میکردم وقتی رفتی اشکهایت سنگ قبرم را خیس کرده بود وقتی خدای آسمونها بنده هاشو می آفرید باقلم بلور مهرو محبت با جوهر طلائی رنگ می نوشت رو پیشونیا قصه خوب سرنوشت وقتی نوبت به من رسید خدای آسمونها دید بلور نوک قلم شکست کفتر نوک طلا از مرغ غم یه پر گرفت نوشت. رو پیشونی من قصه تلخ سر نوشت
باز هم در سیـــ ــ ـــنه ام عشق تو شور انگیز شد
باز هم با یاد تو سر شار رویا میشوم
| Design By : Yasi Theme |





